ماجراهای ما و پسرمون1
![]()

سلام و صد سلام به پسرک جیگولی مگولی خودم خوووووفی
عزززیییزم،قربونت برم که داری روز به روز آقاتر میشی،مامانی نمیدونم چرا بعضی شبها موقع خواب که میشه اینقدر بهونه گیری میکنی
البته همیشه اینجور نیستیها مثلا هفته ای یکی دو بار نمیدونم چرا غرغر میکنی خودم احساس میکنم دندونات دوباره داره در میادو اذیتت میکنه چون دیروز که داشتی بازی میکردی چند بار دندوناتو با عصبانیت بهم فشار میدادی اونقدر که قرمز میشدی و یکم غرغر میکردی
و اما یکی از ماجراهای ما قبل از خواب دیشب
:نمیدونم چت شده بود بهونه میگرفتی یکبار مسواک میخواستی یکبار خوراکی و اسباب بازی .یعنی نمیدونی منو بابا چه کارها که نکردیم از مجلس سینه زنی و مداحی بگیر
تا رقص و آواز سه نفره
.و بعد که میخواستی روی میز بایستی ودستتو بکنی توی آب آکواریوم و با ماهی ها بازی کنی نیم ساعت من بیچاره روی پام وایسادم و بعد بابامیثم .هر کاری میکردیم انگار شما خسته نمیشدی خلاصه آخر با گریه دستاتو حسابی شستم و حلا مگه یادت میرفت بابا هم لگنو پر از آب کردو شما یکم آب بازی کردی اما بازم آکواریوم یادت نرفت بابامیثم بیچاره نصف شبی یکم بردت بیرون وقتی برگشتی دیگه با هر زحمتی بود خوابوندمتو خودمم زود بغلت غش کردم
و خوابیدم خلاصه مادر خدا کنه این دندونات هم زودتر بیاد بیرون
![]()
آخه پسر ببین چه کارهایی که نمیکنییییییییییییی



![]()






![]()



ماجراهای ما و پسرمون1
